تبليغاتX
هدیه بدانهاکه جهان راگونه ای دیگرمینگرند

هدیه بدانهاکه جهان راگونه ای دیگرمینگرند

آنچه ازسوز آتش دل هرعاشق برآید((دلفان آتش))

کفر مي گويي

خداوندا :
اگر روزي تو از عرشت , به زير آيي , لباس فقر بر پوشي
غرورت را براي , لقمه اي نان بريزي , زير پاي مردان پست و لاايمان
زمين و آسمان را کفر مي گويي !!!
خداوندا :
اگر در ظهر گرماخيز تابستان , لبان تشنه ات را بر کاسه روئين قيراندوي بگذاري
تن خود را به زير سايه ي ديوار به دست خواب بسپاري
و قدري آنطرفتر خانه هاي مرمرين ديوار بيني
دستانت براي سکه اي , اين سو و آن سو در گذر باشد
که شايد رهگذري , از درونت با خبر باشد
زمين و آسمان را کفر مي گويي ,نميگويي ؟ !!!
خداوندا :
اگر روزي گذر کردي , زحال ما خبر کردي و
با چشمان خود نامردي ها را نظر کردي
پشيمان ميشوي از قصه ي خلقت
از اين بودن
زمين و آسمان را کفر مي گويي , نمي گويي؟!!

( کارو )

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 10:34  توسط سید نظام الدین دلفانی   | 

عاشق دوست

همگان پرسیدند : آبی آب ز چیست ...!!؟

و شنیدند که تصویر رخ آسمان در آب است ...!!!

کس نپرسیده چرا ...آسمان خود آبیست ؟..!

وای این انصاف نیست ...!!!

ای شمایی که خوابیده و غفلت زده اید ... به شما خواهم گفت : این یکی آبی چیست..!؟

وچرا اینگونه دلنشین است و ملیح ...!!!؟

این یکی آبی زیبای لطیف ... آیتی از یار است که در آن نزدیکیست

که چنین ساده ولی جذاب است ...!!!

به گمانم که شما بشناسید اورا ... چون درون جسم بی جان شما

آیه ای از او هست که بلند پرواز است ...!!!

من چنین گفتم و هر کس که بود عاشق دوست

خود او دریابد که منظور من از آبی چیست ...!!!

استوار باشید و برقرار.............

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 10:32  توسط سید نظام الدین دلفانی   | 

خار

قرن ما شاعر اگر داشت , هوا بهتر بود ...!

خارهم کمتر نبود از گل , بسا گلتر بود ...!

قرن ما شاعر اگر داشت که , کبوتر با کبوتر باز با باز نبود , شعار پرواز

واي بر ما که تصور کرديم , عشق را بايد کشت ...!

در چنين قرني که دانش حاکم است , عشق را از صحنه دور انداختن

ديوانگيست , درماندگيست , شرمندگيست ...!

قرن , قرن آتش نيست ...!

قرن يک هواي تازه ست ...!

فکرها را شستشويي لازم است , گم شديم گر در ميان خويشتن

جستجويي لازم است ...!

نازنينا , از سياهي تا سفيدي را سفر بايد کنيم ...!!!

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 10:30  توسط سید نظام الدین دلفانی   | 

مکافات عمل

مکافات عمل

يک شبي در راه دوري گرگ پيري بر زمين افتاد و مرد ...!!!

لاشه ي گنديده ي آن گرگ را کفتار خورد ...!!!

در دل غارکثيفي پير کفتار , زمين مرگ را بوسيد و خفت

قاصدي اين ماجرا با کرکسان زشت گفت ...!!!

جسم گندآلود کفتار را کرکسان ,غارتگران خوردند

لرزه بر دامان کوه افتاد ...!!!

سنگ ها , بر روي هم هموار گشت

کرکسان هم جملگي مردند ...!!!

( کارو )

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 10:25  توسط سید نظام الدین دلفانی   | 

فلک

فلک کور است , دلم رنجور و بيمار است

قدم لرزان به سوي کوچه مي آيم  , دو دستم را به هم با حرص مي سايم

خدايا ترس من از چيست ؟ عروس جشن امشب کيست ؟

ولي ناگه صداي نعره ام در ساز ميميرد و داماد شاد و سرخوش

از نگارم بوسه ميگيرد

صداي شيخ مي آيد : عروس خانم وکيلم من ؟ جوابم ده وکيلم من ؟

صداي آشنايي بله ميگويد ... و مردم يکصدا با هم مبارکباد ميگويند

خداوندا صدا از اوست ... صداي آشنا از اوست ... فلک کور است

شما هرگز نميدانيد , عروسي را به سوي حجله ميرانيد که تا ديروز نگارم بود

چه ميدانيد همين امروز کنارم بود

من امشب از همه بيزار بيزارم , من امشب از خودم , از تو , از اين دنيا که هيچش

اعتباري  نيست

 بيزارم

رفيقان باده باز آريد

مرا تنهاي تنها با حشيش و چرکس بگذاريد

 نميدانم چرا جغدان به روي بام من امشب نميخوانند

دگر شومي تر از امشب چه ميخواهند ؟

نميدانم چرا اين آسمان امشب نمي بارد

نميدانم

        نميدانم

                    نميدانم

                                                       ( مهدي اخوان ثالث )

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 10:23  توسط سید نظام الدین دلفانی   | 

گر که باش

چرخ گردون زیر پای و آسمان بالای سر

کیسه هایم گر بوند همواره پر از سیم و زر

تخت شاهی گر بود همواره اندر خدمتم

گر که باشد پهنه گیتی زمین و دولتم

این جهان از بهر خوشبختیم , هر کاری کند

گر که صدها دولت و هفت آسمان یاری کند

چون نباشد عشق در دل , این همه بیهوده اند

زحمت بیخود کشیده , راه کج پیموده اند

آری آن به , کیسه هایم خالی ولی از عشق پر باشد دلم

کز وجود عشق در بند حیات آمد گلم ...!!!

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 10:22  توسط سید نظام الدین دلفانی   | 

غربت تو

دیریست که در غربت تو خسته ترینم

ای خانه دل دادگی و عشق و یقینم

 

دیریست که من دلشده ای گوشه نشینم

آواره بی موطن این خاک زمینم

 

با تو مرا عاشقی و لحظه شیرین

ای عشق من و جان من و همدم دیرین

 

با تو مرا شور دگر نغمه دیگر

ای وسوسه بودن من موطن غمگین

 

گفتم ز غمت ای یار بی تاب و توانم

از عشق تو دل کندن هرگز نتوانم

 

گفتی منم آن خسته افتاده در بند

گفتم نه هم در عشق من هستی و جانم

 

حال من اگر پرسی گویم که چنینم

من از تو جدا مانده دیوانه ترینم

 

دیوانه ترین عاشق بی موطن خاکم

ای بود و نبود من.من بی تو غمینم

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 10:4  توسط سید نظام الدین دلفانی   | 

امروز را به خاطر بسپار....

امروز را به خاطر بسپار....

 

امروز را به خاطر بسپار

امروز را که وقت دیدار رقم خورده است

و تو از آنسوی دیوار دوستی

 صدایم می کنی

صدایی همرنگ تنهایی و دوری و.....

نمی آیی.....

نمی آیی و تصویر انتظارم را قاب می گیری

و.....

 به دیوار هدیه می کنی

 آری...

امروز را به خاطر بسپار

که من

سلام کردم

دوستی را         عشق را           و تو را

در حصار تنهایی

و سهم مهربانی ام را با تو تقسیم کردم

سهمی که با اشگهایم معطر شده است

و به خاطر بسپار

عشق ترک خورده ام را

در دستانت....

آنگاه در امواج تنهایی ام به آرامی غرق میشود

ای دوست

 گامهای تو دیگر ناجی نیستند

و لحظه های بی تابی را شماره نمی کنند

و وسعت مهربانی را نمی فهمند

میدانم

از یاد خواهی برد

 پلی را که بر دیوار  عشق ساخته شد 

وحائلی که مرا به تو میرساند و تو را به من

و لحظه لحظه بی قراری را

اما امروز را به خاطر بسپار

تا ار یادت نروم

ای آنکه زود آمدی و زود میروی.....

    پروین ـ ع

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 9:53  توسط سید نظام الدین دلفانی   | 

تنها

عاشق تنها
 
عشق یـعـنی شـادی و ســـر زندگی
 

عشق یــعنی مـنـتـهـای بـنــدگی
 

عشق یـعنی سـوخـتـن ،
 
افــروخـتن

شـیـــوه دریــا دلان آمــوخــتــن

عشق یـعنی سـوزش پـــروانه هـا

شورش دل ،
 خون سرخ لاله ها
 

عشق یـعنی صـوت بـلبـل در بهـار

خــنــده گـُل بــر فــراز شـاخسار

عشق یـعـنی وامـق و عَـذرا شـدن

بهــر صــید دُر سوی دریا شدن

عشـق یـعـنی زنــدگــی را سـاختن

دل بـه مـعــبــود گــرامــی باختن

عشـق یــعــنی در ره او ســربــدار

عشق یـعنی لـحظه های بی قرار

عشق یـعـنـی بــیــسـتون را تاختن

چهــره زیـبـای شـیـریـن ساختن

عشق یعنی همچو مجنون سوختن

راه و رســم عـــاشــقــی آموختن

عشـق یـعـنی یــوسف کنعان شـدن

از زلــیــخا های دون پنهان شدن

عشق یـعـنی جــاودانــی و غــرور

درس مـهــر و عاطفه کردن مرور
 
 

 معنی عشق

كنون كز من به جا مشت پري در آشيان

 مانده وآهي زير سقف آسمان مانده بيا

آتش بزن اين اشيان اين بال و پر را

رها كن اين دل غمگين و تنها را ترا

راندم كه دست ديگري بيان كند روزي

بناي عشق و اميدت شود اميد جاويدت

ترا راندم ولي هرگز مگو با من كه اصلاَ

معني عشق و محبت را نمي دانم كه در

چشمان نقش غم و درد نمي خوانم

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 9:48  توسط سید نظام الدین دلفانی   | 

برابر

معلم پای تخته داد می زد

صورتش از خشم گلگون بود

 و دستانش به زیر پوششی از گرد پنهان بود

 ولی آن ته کلاسی ها

 لواشک بین هم تقسیم می کردند

 دلم می سوخت به حال او که بی خود های و هو می کرد

 وبا آن شور

 
تساوی ها چیزی را نشان می داد

با خطی روشن

 بروی تخته تاریک

 که از ظلمت چو قلب ظالمان تاریک و غمگین بود

 تساوی را نوشت

 بانگ آورد :

 که یک با یک برابر هست

 که یک با یک برابر است......اینجا.....

 بناگه.....از میان جمع شاگردان یکی برخاست

 همیشه یک نفر باید بپاخیزد....همیشه یک نفر باید.....

 به آرامی سخن سر داد

 این تساوی اشتباهی فاحش و محض است

 نگاه بچه ها ناگه به یک سو خیره شد با بهت

 معلم مات بر جا ماند

 و او می گفت

 اگر یک فرد انسان واحد یک بود......

 آیا باز هم یک با یک برابر بود؟؟؟

 سکوت مدحشی بود و سوالی سخت

 معلم خشمگین فریاد زد : آری............

 و او با پوزخندی گفت : نه ........

 و باز هم گفت :..........

 اگر یک فرد انسان واحد یک بود

 آنکه زوری و زری می داشت بالا بود

 و آنکه قلبی پاک و دستی فاقد از زر پست تر می بود

 اگر یک فرد انسان واحد یک بود

 این تساوی زیر رو می شد

 حال می پرسم:

 یک اگر با یک برابر بود

 نان و مال مفت خوران از کجا آماده می گردید

 یا چه کس دیوار چین ها را بنا می کرد

 یک اگر با یک برابر بود

 پس که پشتش زیر بار فقر خم می شد؟

 یا که زیر ضربت شلاق له می شد

 یک اگر با یک برابر بود

 پس چه کس آزادگان را در قفس می کرد

 یا چه کس این رادمردان را فنا می کرد

 و سکوت بود و سکوت.........

 در این هنگام..........معلم ناله آسا گفت:

 بچه ها در جزوه های خویش بنویسید

 
که یک با یک برابر نیست.........

که یک با یک برابر نیست.........

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 9:40  توسط سید نظام الدین دلفانی   | 

قطعه شعر

قطعه شعر

کوتاه و زیبایی است از فریدون مشیری:

نوای تازه

......

نوایی تازه از ساز محبت در جهان سرکن

کزین آوا بیاسایی ز گردش های گردونش

به مهر آهنگ او روز و شبت را رنگ دیگر زن

 که خود آگاهی از نیرنگ دوران و شبیخونش

ز عشق آغاز کن تا نقش گردون را بگردانی

که تنها عشق سازد نقش گردون را دگرگونش

به مهر آویز و جان را روشنایی ده که این ایین

 همه شادی است فرمانش همه یاری است قانونش

......

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 9:35  توسط سید نظام الدین دلفانی   | 

بزرگان گویند

(اگردرجستجوي كمال نباشيد به برتري نمي‌رسيد)

 

  • باید آموخت، به دیگران آموخت و سریع آموخت.

  • باید بیاموزیم آنچه را که تضمین موفقیت آینده ماست.

  • آموزش هزینه نیست بلکه دارایی و سرمایه است.

  • قبل از آنکه بیاموزید، بدانید که چه چیزی را باید آموخت.

  • در یادگیری نکته اصلی این است که چگونه اطلاعات تبدیل به دانش و دانش تبدیل به آموختن و آموختن تبدیل به کار گردد.

  • ارزش سرمایه دانش همراه با استفاده ای که از آن می شود افزایش می یابد و این مزیت علمی پایدار است.

  • دانش، پرطرفدارترین داروی مجهولات و ابهامات است، همگی ما به هنگام رویارویی با مشکلی خاص، در پی شخصی مجرب می گردیم تا در رفع آن کمک کند.

  • وقتی دانش را ذخیره می کنیم انتظار سود نیز داریم، بازار دانش همانند دیگر بازارها، مکانی است که در آن، به تبادل منابع کمیاب

     و ارزشمند کنونی یا آتی می پردازند. و دانش آن چیزی است که افراد جهت انجام مشاغل خویش بدان نیازمندند.

  • دانش چیست؟  آنچه افرادجهت انجام مشاغل خويش بدان نيازدارند.

     

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 23:14  توسط سید نظام الدین دلفانی   | 

100 خصوصیت آدمهای موفق

( تمامي موفقان جهان ؛ بنوعي در رفتار با هم مشترك هستند )
« شما گاهي فكر ميكنيد كه ؛ مثلا : اخلاق اين شخص چقدر شبيه خودم و يا فلان شخص است »
لطفا سر فرصت كافي و با دقت ؛ نكا ت ذيل را بخوانيد و در مقايسه با خودتان ؛ به هر موضوع يك ٪ یا امتياز دهيد :
« يكصد خصوصیات رفتاری در بين افراد موفق »

1- بخداوند ايمان دارند و معتقدند كه ايمان مبناي همه اعجازهاست و پادزهر شكست و در همه حال شاكر خداوند هستند .

2- داراي اهداف مشخص هستند .

3- هميشه در پي فرصت هاي مناسب هستند .

4- داراي روحيه مداومت و پشتكار هستند .

5- در اثر بروز مشكلات متوقف نميشوند .

6- با متخصص مشورت مينمايند .

7- تسليم مشكلات نميشوند و سخت كوش هستند .

8- در مقابل جواب نه ، تسليم نمي شوند .

9- از غير ممكن حرف نمي زنند .

10- مي دانند كه چه مي خواهند.

11- حاكم بر سرنوشت خود هستند .

12- محدوديت هاي ذهنشان را ؛ معيار سنجش نميدانند .

13- داراي اشتياق سوزان جهت رسيدن به هدف هستند .

14- در پي رسيدن به هدف خود ؛ راه بازگشتي را قرار نميدهند ؛ شايد راه را عوض كنند ولي هدف را هرگز .

15- به رويا هاي خود جامه عمل ميپوشانند ؛ و اجازه بي احترامي را نميدهند .

16- به گفته هاي بيجاي ؛ اين و آن آنچنان توجه نميكنند .

17- در لحظات بحراني ؛ بدنبال نقطه عطف موفقيت هستند .

18- ذهنشان در شرايط باور است .

19- خوب گوش ميدهند و راهكارهاي مناسب را پيدا ميكنند.

20- عقيده دارند که « هرگز » زمان طولاني است .

21- معتقد هستند كه با ايمان به خود ؛ هرشخصي از ذلت به قدرت ميرسد .

22- عوامل ناخوشايند را از ذهن خود دور نگهميدارند .

23- از نيروي ديگران نيز استفاده ميكنند ؛ با شرايط منصفانه .

24- ديگران را تشويق ميكنند و مورد احترام و عشق و محبت و تقدير و ياري ؛ قرار ميدهند .

25- از حسادت و خود خواهي به دور هستند .

26- از اظهار نظر خود ؛ ترسي ندارند .

27- عاشق رشد و اوج هستند .

28- پيروز ميشوند چون باور دارند .

29- اشخاصي با احساس و هيجاني هستند كه خوب خود را كنترل ميكنند .

30- معتقد هستند در قبال هيچ ، نصيب هيچ است .

31- در ابتداي كار حساب ميكنند كه ؛ پاداش كار به تلاشش مي ارزد ؟.

32- ريسك ميكنند و منتظر برنامه قطعي و 100% نيستند و زياد به استدلال اعتماد نميكنند و معتقد هستند كه ذهن نيمه هشيارشان ؛ نقشه را طراحي ميكند .

33- ارباب خويشتن هستند و مسلط بر خود .

34- معتقدند كه تمامي موفقان و قهرمانان جهان ؛ روزي شكست خورده بودند .

35- ميدانند كه جواب سوالات خود را ؛ از كجا تهيه كنند .

36- ميتوانند يك گروه متخصص مورد نياز را دور هم جمع كنند .

37- موفقيت را يك عادت ميدانند .

38- با كساني همكاري ميكنند كه با سختي ها كنار نميايند .

39- ذهن خود را ماهيچه ميدانند و مانند يك ورزشكار تمرين ميكنند تا قوي تر شوند .

40- با اراده راههاي محال را پيدا ميكنند .

41- خواسته اشان را با تمام و جود به خود و ديگران و خداوند ميگويند.

42- در مقابل انتقادها و سرزنش ها صبور هستند و هدفشان برايشان مهم است .

43- در برابر شكستها ي موقتي ؛ ميگويند اين راه اشتباه بود و راه ديگر را امتحان ميكنند .

44- معتقد هستند كه رهبر خوب ؛ قبلا پيرو خوبي بوده است .

45- شجاعتشان موقتي نيست و ادامه دار است .

46- خويشتن را براحتي كنترل ميكنند .

47- احساس انصاف و عدالت در درون آنهاست .

48- در تصميم گيري هاي خود ؛ قاطع هستند .

49- داراي برنامه قبلي و عملي هستند .

50- هميشه از ديگران فعال تر هستند .

51- داراي شخصيت خوشايند و محترم هستند .

52- نسبت به اطرافيان ؛ احساس همدلي و همدردي واقعي هستند .

53- بر تمام جزئيات امور خويش احاطه دارند .

54- حتي مسئوليت اشتباهات و نواقص همكاران و پيروان خود را مي پذيرند و به گردن ديگري نمي اندازند و دنبال بهانه آوردن نيستند .

55- براحتي اصول همكاري را رعايت ميكنند ؛ و رضايت همكاران و پيروان را بدست مي آورند .

56- هميشه در پي آن هستند كه به ديگران خدمت كنند .

57- از رقابت نميترسند و از اينكه ديگري جايشان را بگيرند ؛ واهمه اي ندارند .

58- موفقيت و زحمات پيروان و همكاران را به پاي خود نمي نويسند و موفقيت را بين گروه تقسيم ميكنند .

59- بسيار وفادار و صميمي هستند .

60- در دل همكاران و پيروان ؛ ترس و هراس نمي كارند .

61- به سمت و عنوان ؛ جهت ايجاد احترام ؛ معتقد نيستند .

62- به وضع ظاهري خود ؛ اهميت مي دهند .

63- ادب را همچون ؛ خدمات ميدانند .

64- بهاي پيشرفت و ترقي را مي دهند .

65- خواسته هاي خويش را بدون خدشه وارد كردن به حقوق ديگران ؛ بر آورده ميكنند .

66- تنبل نيستند و كار امروز را به فردا موكول نمي كنند .

67- در انتظار رسيدن زمان مناسب نيستند ؛ زمان مناسب را مي سازند .

68- مشكلات آنها را خسته نميكند ؛ آنها مشكلات را خسته ميكنند .

69- در تصميم گيري ها ؛ سرعت عمل دارند و در اجراي آن ؛ تجديد نظر نميكنند .

70- به احتياط بيش از حد ؛ اهميت نمي دهند .

71- چشمانشان را باز نگهداشته و نمي ترسند .

72- براي آينده هميشه پس انداز ميكنند .

73- توسط رفتار خوب باديگران ؛ رابطه خوب ميسازند و از اين فرصت ؛ بموقع استفاده ميكنند .

74- صادق هستند و از دروغ متنفر هستند .

75- همه نقاط ضعف و قدرت خود را ميدانند و هميشه در پي اصلاح و تقويت آن هستند .

76- براي اهداف خود زمان تعيين ميكنند .

77- فرق خود باوري و خوستائي را ميدانند .

78- تعادل رفتاري خود را خوب حفظ ميكنند .( ظاهرشان نشان نميدهد كه دارا هستند و يا ندار ) .

79- تفاوت حيا و نجابت را با كمروئي ؛ خوب ميدانند .

80- اهل تكبر نيستند و ميدانند كه مثلا : فروشنده اي كه متكبر باشد ؛ مشتري هاي خود را از دست ميدهد ویا........ .

81- ديگران را بزرگ ميكنند .

82- در برخورد اول اثر خوبي بر روي طرف مقابل ميگذارد .

83- كسي با انها ؛ احساس ناراحتي نمي كند .

84- بخشنده هستند ؛ هم نسبت به خود و هم ديگران .

85- از افراد منفي دوري ميكنند .

86- تا حدودي شوخ طبع هستند .

87- براي جدي بودن ؛ از اخم استفاده نمي كنند .

88- در مقابل ضعيف تر از خود مغرور نيستند و در مقابل بالا دست خود ذليل نيستند و ادب را رعايت ميكنند .

89- اكثرا ؛ افراد سختي كشيده هستند و در ناز و نعمت نبوده اند .

90- خوب بلدند كه از خودشان دفاع و مراقبت كنند .

91- از تنهائي حوصله اشان سر نميرود .

92- خنده رو هستند و قاطع .

93- به انچه ميدانند ؛ جدا عمل ميكنند .

94- در باره ديگران كمتر حرف ميزنند و متقابلا در رابطه با طرحهاي بزرگ سخن ميگويند .

95- سعي ميكنند كه دانش و اطلاعات خود را به روز رسانند .

96- وعده و قول بيخود به كسي نميدهند .

97- علاوه بر برداشت ؛ مدام در حال كاشت هستند .

98- در اموري كه به شخص ديگري مربوط است ؛ بيخود تصميم گيري نميكنند .

99- در ندانسته هايش ؛ براحتي ميگويد كه نميدانم و لازم بداند پس از آن تحقيق ميكند .

100- بدنبال هدر نمودن وقت و وقت كشتن نيست و قدر زمان را خوب ميداند .



اگر شما تمام اين موارد را در خود ويا شخصي ديديد ؛ شما يا او؛ لايق رهبري هستيد


شما بعنوان يك شخص موفق چه خصوصياتي داريد و يا مي شناسيد ؛ كه نوشته نشده است ؟
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386ساعت 8:0  توسط سید نظام الدین دلفانی   | 

سه

 سه چيز در زندگي هيچگاه باز نمي گردند:

زمان، کلمات و موقعيت ها.

سه چيز در زندگي هيچگاه نبايد از دست بروند:

آرامش، اميد و صداقت.

سه چيز در زندگي هيچگاه قطعي نيستند:

رؤيا ها ، موفقيت و شانس .

سه چيز در زندگي از با ارزش ترين ها هستند:

عشق، اعتماد به نفس و دوستان

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 11:3  توسط سید نظام الدین دلفانی   | 

آتش دل

          

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 10:56  توسط سید نظام الدین دلفانی   |