تبليغاتX
هدیه بدانهاکه جهان راگونه ای دیگرمینگرند

هدیه بدانهاکه جهان راگونه ای دیگرمینگرند

آنچه ازسوز آتش دل هرعاشق برآید((دلفان آتش))

فرهاد شیرین بیستون

 

ار من فرهاد و له بیستون بوم
وگیان و ومال فدای شیرین بوم
آیا یار من وشیرین میو
له بان نعش من گیان فدا کرو
ار فنا کم ارات داشته فغفورم
برشنم و پات هر چی ها دورم
داشته کی خسرو و هزاریکی
حاضری هی بدی ارای ملکی
ای هارت و پورته که وه تو دیمه
ای همه جای که و گر تو چیمه
تا ای حده که و عقل بنده س
ای کار و یار واقعی ساخته س
ار یار واقعی راس و پاکی بو
نباید و هیچ امری باکی بو
ار قبول نیری و یاران بپیرس
یار واقعی و هیچ نیری ترس
باید پایدار دفاع کی و یار
نه که چوی دشمن یاری بکی خار
فکر و ذکر تو هر ها و یادم
گر چه بیدن تو چون توز بریادم
ولی یه نیه رسم عاشیقی
دم خیار تلخ بو بکری دوری
گرچه ای دنیا پر وه جفایه
یار واقعی هر پا بر جایه
گلی نکردم یه درد دل بی
باور که ارام خیلی مشکل بی

عشق واقعی ایسه ها سرم
شعر که بلد نیم فکر کم شاعرم

اگر که ناقص پر له اشکاله

شعر نظامه هر یه با حاله


با پوزش از همه دوستان و عزیزان از این پس ادامه مطالب این وبلاگ را دراینجا

http://www.delfanatash.ir

مشاهده فرمایید


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 11:58  توسط سید نظام الدین دلفانی   | 

خوشحالم

امروز خوشحالم
مستم
بالاخره پس از یک سال تلاش سختی تحمل
به نتیجه ای که باید برسم رسیدم
کاری کردم کارستان راحتش کردم رهای رها
خیلی سخت بود ولی موفق شدم
از کلماتی استفاده کردم که تا کنون هیچ کس از من نشنیده
خودم هم باور نمی کنم این کلمات از کجا می آمدند
ولی چون پاک مست مست تنبور بودم
همای را هم گوش کرده بودم
موفق شدم
او با تمام وجودش رها شد دیگر وابسته نیست
نفرین نشانه تنفر است
این را دیدم . چقدر خوشحال شدم
نفرت از چیزی دوستی چیزای دیگر را به دنبال داره
کار یکسره میشه همه چیز خوب میشه
امیدوارم اون روز را ببینم تا خوشحال تر شوم
راستی مستی هم عجب عالمی داره
دیوانه گی چه خوبه
و ...
اما شاید از این پس دیگه در این وبلاگ چیزی ننویسم
چون دیگه نیازی نمی بینم
همه اینها یک موضوع بود و شد و رفت و گشت آنچه می بایستی می شد
همین کافیست .؟ .
  

 The day you take complete responsibility for yourself , the day you stop making any excuses , that's the day you start to the top

.:روزي كه شما ديگر هيچ بهانه اي نمياوريد روزي است كه شما مسئوليت خود را به عهده

گرفته ايد چنين روزي شروع شماست براي رسيدن به اوج .

زماني عاشقي وميتوني ادعا کني عشقت واقعيه که رهاش کني...

در قفس رو باز کني و بزاري پرنده ي قشنگت پرواز کنه...آزاد،آزاد...

بزار اونقدر بره که تو انتهاي آسمون ببينسش...

مطمئن باش اگه دلش عاشق باشه وبرگشتني باشه، برميگرده ...

اما اگه بر نگشت...

بسپرش دست خدا...

بذار اونقدر پرواز کنه تا به اون جايي که ميخواد برسه.

به همون جايي که دل کوچيکش شاد باشه واحساس سعادت کنه

و تو رو تو رويات خوشحال کنه

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 18:12  توسط سید نظام الدین دلفانی   | 

بهشت

این چه حرفیست که در عالم بالاست بهشت

هر کجا وقت خوش افتاد همانجاست بهشت

دوزخ از تیرگیء حال درون تو بود

گر درون تیره نباشد همه دنیاست بهشت

 

شعر از صائب تبریزی

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 22:54  توسط سید نظام الدین دلفانی   | 

ملاقات با دوزخیان

" ملاقات با دوزخیان "

آنگه که مرا می زده بر خاک سپارید

زیر کفنم خمره ای از باده گذار ید

تا در سفر دوزخ از این باده بنوشم

بر خاک من از شاخه انگور بکارید

آن لحظه که با دوزخیان کنم ملاقات

یک خمره شراب ارغوان برم به سوغات

هر قدر که در خاک ننوشیدم از این باده صافی

بنشینم و با دوزخیان کنم تلافی

جز ساغر پیمانه و ساقی نشناسم

بر پایه میخانه و شادیست اساسم

گر همچو همای از عطش عشق بسوزم

ازآ تش دوزخ نهراسم نهراسم


" شعر از همای "

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 22:44  توسط سید نظام الدین دلفانی   | 

ای پری

پیر اگر باشم عشقم جوان است ای پری

گو جهان تن شود دوزخ،جهان ِما دل است

پیل ماه وسال را پهلو نمیکردم تهی

هر کتاب تازه ایی کز ناز داری خود بخوان

از شماتت کم کن و تیغی فرود آر و برو

روح سهراب جوان از آسمانها هم گذشت

جای شکرش باقی ار واپس نچرخد دوک عمر

با نواهای جرس گاهی به فریادم برس

گر به یاقوت روان دیگر نیاری لب زدن

کام درویشان نداده،خدمت پیران چه سود

  تازه این عشق وجوانی عنفوان است ای پری

کو بهشت ارغنون وارغوان است ای پری

با غمت پهلو زدم،غم پهلوان است ای پری

من حریفی کهنه ام،درسم روان است ای پری

چون کند شاخی که بیبرگ و نوان است ای پری

نوشدارویش،هنوز از پی دوان است ای پری

با که دیگر آنهمه تاب وتوان است ای پری

کاین ز راه افتاده هم از کاروان است ای پری

باز شعردلنشین قوت روان است ای پری

پیر را گو شهریار از شبروان است ای پری

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 17:44  توسط سید نظام الدین دلفانی   |