تمام عمر بستیم و شکستیم - بجز بار پشیمانی نبستیم جوانی را سفر کردیم تا مرگ - نفهمیدیم به دنبال چه هستیم عجب آشفته بازاریست دنیا - عجب بیهوده تکراریست دنیا... چه رنجی از محبتها کشیدیم - برهنه ها به تیغستان دویدیم نگاه آشنا در ین همه چشم - ندیدیم و ندیدیم و ندیدیم
+ نوشته شده در جمعه هفدهم آبان 1387ساعت 7:47  توسط سید نظام الدین دلفانی
|
دوست واقعی
زودتر به کمک تو می اید و تا دیر وقت برای تمیز کردن می ماند.
دوست معمولی از
دیر تماس گرفتن تو دلگیر و ناراحت می شود.
دوست واقعی می
پرسد که چرا نتونستی زودتر تماس بگیری؟
دوست معمولی
دوست دارد به مشکلات تو گوش دهد
دوست واقعی
سعی در حل آن ها می کند
دوست معمولی
مانند یک میهمان عمل می کند و منتظر می ماند تا ار او پذیرایی شود.
دوست واقعی به
سوی یخچال رفته و از خود پذیرایی می کند.
دوست معمولی می
پندارد که دوستی شما بعد از یک مرافعه تمام می شود.
دوست واقعی می
داند که بعد از یک مرافعه دوستی شما محکم تر می شود.
یک
دوست واقعی کسی است که وقتی همه تو را ترک کرده اند با تو می ماند
.
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 21:24  توسط سید نظام الدین دلفانی
|
درود بر هر آنکس که دلش زنده شد به عشق و در آتش سوزناک درد هجران آنچه را نتوانست از زبان جسم به سادگی بیان کند با هنر آمیخته کرد و با شعر و موسیقی ماندگار کرد تا آیندگان هم ببینند و بیندیشند و بدان بیفزایند و چراغ روشنگر راز های پنهانی باشند که هرگز باز گو نشدند . هر آنکس بدین وب کرده ورود خود سرور است نغزی هم گر بگوید در میان مهربانان بهتر است