تبليغاتX
هدیه بدانهاکه جهان راگونه ای دیگرمینگرند

هدیه بدانهاکه جهان راگونه ای دیگرمینگرند

آنچه ازسوز آتش دل هرعاشق برآید((دلفان آتش))

وفا

ار من فرهاد و له بیستون بوم
وگیان و ومال فدای شیرین بوم
آیا یار من وشیرین میو
له بان نعش من گیان فدا کرو
ار فنا کم ارات داشته فغفورم
برشنم و پات هر چی ها دورم
داشته کی خسرو و هزاریکی
حاضری هی بدی ارای ملکی
ای هارت و پورته که وه تو دیمه
ای همه جای که و گر تو چیمه
تا ای حده که و عقل بنده س
ای کار و یار واقعی ساخته س
ار یار واقعی راس و پاکی بو
نباید و هیچ امری باکی بو
ار قبول نیری و یاران بپیرس
یار واقعی و هیچ نیری ترس
باید پایدار دفاع کی و یار
نه که چوی دشمن یاری بکی خار
فکر و ذکر تو هر ها و یادم
گر چه بیدن تو چون توز بریادم
ولی یه نیه رسم عاشیقی
دم خیار تلخ بو بکری دوری
گرچه ای دنیا پر وه جفایه
یار واقعی هر پا بر جایه
گلی نکردم یه درد دل بی
باور که ارام خیلی مشکل بی

عشق واقعی ایسه ها سرم
شعر که بلد نیم فکر کم شاعرم

اگر که ناقص پر له اشکاله

شعر نظامه هر یه با حاله


با پوزش از همه دوستان و عزیزان از این پس ادامه مطالب این وبلاگ را دراینجا
www.delfanatash.ir

مشاهده فرمایید
+ نوشته شده در  شنبه هفتم دی 1387ساعت 11:33  توسط سید نظام الدین دلفانی   | 

عاشقم بر همه عالم

به جهان خرم از آن‌ام که جهان خرم از اوست
عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست
به غنيمت شمر ای دوست دم عيسی صبح
تا دل مرده مگر زنده کنی کاين دم از اوست
نه فلک راست مسلم نه ملک را حاصل
آنچه در سر سويدای بنی آدم از اوست
به حلاوت بخورم زهر که شاهد ساقی است
به ارادت ببرم درد که درمان هم از اوست
زخم خونينم اگر به نشود به باشد
خنک آن زخم که هر لحظه مرا مرهم از اوست
غم و شادی بر عارف چه تفاوت دارد
ساقيا باده بده شادی آن کاين غم از اوست
پادشاهی و گدايی بر ما يکسان‌ است
که برين در همه را پشت عبادت خم از اوست
سعديا گر بکند سيل فنا خانه‌ی دل
دل قوی‌دار که بنياد بقا محکم از اوست

+ نوشته شده در  شنبه هفتم دی 1387ساعت 11:23  توسط سید نظام الدین دلفانی   | 

بسوخت

+ نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 18:24  توسط سید نظام الدین دلفانی   | 

می و میخانه مست

می و میخانه مست و می‌کشان مست
زمین مست و زمان مست، آسمان مست

نسیم از حلقه زلف تو بگذشت
چمن شد مست و باغ و باغبان مست

تا زدم یک جرعه می از چشم مستت
تا گرفتم جام مدهوشی ز دستت

شد زمین مست، آسمان مست
بلبلان نغمه خوان مست

باغ مست و باغبان مست
تو زمزمه چنگ و عود منی

نغمه خفته در تار و پود منی
تو باده و جام و سبوی منی

مایه هستی و های و هوی منی
گرچه مست مستم، نه می پرستم

به هر دو جهان مست عشق تو هستم
تا من چشم مست تو دیدم

ز ساغر عشقت دو جرعه چشیدم
شد زمین مست، آسمان مست

بلبلان نغمه خوان مست
باغ مست و باغبان مست

+ نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 17:45  توسط سید نظام الدین دلفانی   |