گفتنی ها کم نیست
رستنی ها کم نیست، من و تو کم بودیم، خشک و پژمرده و تا روی زمین خم بودیم
گفتنی ها کم نیست، من و تو کم گفتیم، مثل هذیان دم مرگ از آغاز چنین در هم و بر هم گفتیم
دیدنی ها کم نیست، من و تو کم دیدیم، بی سبب از پاییز جای میلاد اقاقی ها را پرسیدیم
چیدنی ها کم نیست، من و تو کم چیدیم، وقت گل دادن عشق روی دار قالی بی سبب حتی پرتاب گل سرخی را ترسیدیم
خواندنی ها کم نیست، من و تو کم خواندیم، من و تو ساده ترین شکل سرودن را در معبر باد با دهانی بسته وا ماندیم
من و تو کم بودیم، من و تو اما در میدان ها اینک اندازه ی ما می خوانیم
ما به اندازه ی ما می بینیم، ما به اندازه ی ما می چینیم، ما به اندازه ی ما می گوییم، ما به اندازه ی ما می روییم
من و تو کم نه که باید شب بی رحم و گل مریم و بیداری شبنم باشیم
من و تو خم نه و در هم نه و کم هم نه که می باید با هم باشیم
من و تو حق داریم در شب این جنبش نبض آدم باشیم
من و تو حق داریم که به اندازه ی ما هم شده با هم باشیم
گفتنی ها کم نیست...
گفتنی ها کم نیست، من و تو کم گفتیم، مثل هذیان دم مرگ از آغاز چنین در هم و بر هم گفتیم
دیدنی ها کم نیست، من و تو کم دیدیم، بی سبب از پاییز جای میلاد اقاقی ها را پرسیدیم
چیدنی ها کم نیست، من و تو کم چیدیم، وقت گل دادن عشق روی دار قالی بی سبب حتی پرتاب گل سرخی را ترسیدیم
خواندنی ها کم نیست، من و تو کم خواندیم، من و تو ساده ترین شکل سرودن را در معبر باد با دهانی بسته وا ماندیم
من و تو کم بودیم، من و تو اما در میدان ها اینک اندازه ی ما می خوانیم
ما به اندازه ی ما می بینیم، ما به اندازه ی ما می چینیم، ما به اندازه ی ما می گوییم، ما به اندازه ی ما می روییم
من و تو کم نه که باید شب بی رحم و گل مریم و بیداری شبنم باشیم
من و تو خم نه و در هم نه و کم هم نه که می باید با هم باشیم
من و تو حق داریم در شب این جنبش نبض آدم باشیم
من و تو حق داریم که به اندازه ی ما هم شده با هم باشیم
گفتنی ها کم نیست...

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 6:27  توسط سید نظام الدین دلفانی
|
