تبليغاتX
هدیه بدانهاکه جهان راگونه ای دیگرمینگرند

هدیه بدانهاکه جهان راگونه ای دیگرمینگرند

آنچه ازسوز آتش دل هرعاشق برآید((دلفان آتش))

فلک

فلک کور است , دلم رنجور و بيمار است

قدم لرزان به سوي کوچه مي آيم  , دو دستم را به هم با حرص مي سايم

خدايا ترس من از چيست ؟ عروس جشن امشب کيست ؟

ولي ناگه صداي نعره ام در ساز ميميرد و داماد شاد و سرخوش

از نگارم بوسه ميگيرد

صداي شيخ مي آيد : عروس خانم وکيلم من ؟ جوابم ده وکيلم من ؟

صداي آشنايي بله ميگويد ... و مردم يکصدا با هم مبارکباد ميگويند

خداوندا صدا از اوست ... صداي آشنا از اوست ... فلک کور است

شما هرگز نميدانيد , عروسي را به سوي حجله ميرانيد که تا ديروز نگارم بود

چه ميدانيد همين امروز کنارم بود

من امشب از همه بيزار بيزارم , من امشب از خودم , از تو , از اين دنيا که هيچش

اعتباري  نيست

 بيزارم

رفيقان باده باز آريد

مرا تنهاي تنها با حشيش و چرکس بگذاريد

 نميدانم چرا جغدان به روي بام من امشب نميخوانند

دگر شومي تر از امشب چه ميخواهند ؟

نميدانم چرا اين آسمان امشب نمي بارد

نميدانم

        نميدانم

                    نميدانم

                                                       ( مهدي اخوان ثالث )

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 10:23  توسط سید نظام الدین دلفانی   |