تبليغاتX
هدیه بدانهاکه جهان راگونه ای دیگرمینگرند

هدیه بدانهاکه جهان راگونه ای دیگرمینگرند

آنچه ازسوز آتش دل هرعاشق برآید((دلفان آتش))

غربت تو

دیریست که در غربت تو خسته ترینم

ای خانه دل دادگی و عشق و یقینم

 

دیریست که من دلشده ای گوشه نشینم

آواره بی موطن این خاک زمینم

 

با تو مرا عاشقی و لحظه شیرین

ای عشق من و جان من و همدم دیرین

 

با تو مرا شور دگر نغمه دیگر

ای وسوسه بودن من موطن غمگین

 

گفتم ز غمت ای یار بی تاب و توانم

از عشق تو دل کندن هرگز نتوانم

 

گفتی منم آن خسته افتاده در بند

گفتم نه هم در عشق من هستی و جانم

 

حال من اگر پرسی گویم که چنینم

من از تو جدا مانده دیوانه ترینم

 

دیوانه ترین عاشق بی موطن خاکم

ای بود و نبود من.من بی تو غمینم

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 10:4  توسط سید نظام الدین دلفانی   |