تبليغاتX
هدیه بدانهاکه جهان راگونه ای دیگرمینگرند

هدیه بدانهاکه جهان راگونه ای دیگرمینگرند

آنچه ازسوز آتش دل هرعاشق برآید((دلفان آتش))

من و تو

من و تو

تو هم ترک منم ترک
اینم یه درد مشترک
تو غصه دار من غصه دار
پس واسه چی بیاد بهار
تو بی چراغ من بی چراغ
کی بگیرد از ما سراغ
تو هم غریب منم غریب
عشقا چی بود به جز فریب
تو حادثه من حادثه
پس کی به ابرا برسه
تو بارونی من بارونی
پس کجا رفت مهربونی
من بی پناه تو بی پناه
کافیه امشب نور ماه
من بی وفا تو بی وفا
چی کار کنه با ما خدا
من بی فروغ تو بی فروغ
بازم به هم بگیم دروغ ؟
من بی جواب تو بی جواب
معنیش چیه ! این جز سراب
من تشنگی تو تشنگی
کاش که نمی گذشت بچگی
منم گله تو هم گله
آخر کی داره حوصله
من انتظار تو انتظار
من باریدم تو هم ببار
من چشم خیس تو چشم خیس
برام یه چیزی بنویس
منم زلال تو هم زلال
چی کم داریم ما دو تا بال
من اولی تو اولی
چقدر قشنگ و مخملی
من در به در تو در به در
می یای با هم بریم سفر ؟
من اعتماد تو اعتماد
عشق و چرا دادیم به باد
من دیوونه تو دیوونه
پس کی می گه نمی مونه
من ناامید تو ناامید
از من و تو نبود بعید ؟
تو شبنمی من شبنمی
ما مثل هم شدیم کمی
تو بی صدا من بی صدا
پس چی شد اون همه دعا
تو پر غم من پر غم
جون خودت خسته شدم
تو بی گناه من بی گناه
یعنی همش بود اشتباه ؟
تو خستگی من خستگی
پس چیه معنیش زندگی ؟
تو پر درد من پر درد
پاییز واسه چی می شه زرد ؟
من که رها تو که رها
فقط بگو بریم کجا ؟
من که محال تو که محال
چی بود دوست دارم خیال ؟
تو که بدی من که بدم
ببخش نه بد حرفی زدم
باشه بدم تو که گلی
مهجزه ای تجملی
من ک اسیر تو که اسیر
کی کرده ما رو ناگزیر ؟
من سر حرف تو سر حرف
تقصیر ماست غیبت برف ؟
من بی نشون تو بی نشون
جایی داریم جز آسمون ؟
من پر راز تو پر راز
اما نداریم اعتراض
من پر شور تو پر نور
چرا نریم یه جای دور
من فاجعه تو فاجعه
چیکار کنیم با شایعه
من اتفاق تو اتفاق
به جرم قدری اشتیاق
تو عطر یاس من التماس
راسته که دنیا دست ماس ؟
من اولین تو آخرین
واسه تو بس نیس نازنین ؟
من عابرم تو شاعری
نرو کجا می خوای بری ؟
من یه کتاب تو یه کتاب
کاش نکشیم انقد عذاب
من خاطره تو خاطره
بمون تا یادمون نره
منم که تو تو هم که من
پس زیر وعده هات نزن
من آرزو تو آرزو
پس آرزو کن و بگو



امشب گفتم بيايی می خوام تورو ببينم
برای آخرين بار کنار تو بشينم
دلم می خواد که امشب بگيرمت در آغوش
فردای بی تو بودن امشب بشه فراموش!
بهت بگم که عشقت تو قلب من می مونه
يه مرد دل شکسته برای تو می خونه
امشب شب منو توست شبی که بی نظيره
دلم می خواد که خورشيد پشت کوهها بميره
ای کاش تو سينه ی من اين آخرين نفس بود
برای با تو بودن عطر تن تو بس بود
از پنجره نگاه کن خورشيد شبو سوزونده
برای با تو بودن وقتی باقی نمونده
گريه نکن عزيزم گريه تو دوست ندارم
می خوام که با خنده هات تورو به ياد بيارم
بذار نگات کنم باز اين آخرين ديداره
خداحافظ عزيزم جز اين نمونده چاره
بذار نگات کنم باز اين آخرين ديداره
خداحافظ عزيزم جز اين نمونده چاره
خداحافظ عزيزم!
خداحافظ ...

تا قیامت

من میگم بهم نگاه کن
تو میگی که جون فدا کن
من میگم چشمات قشنگه
تو میگی دنیا دو رنگه
من میگم دلم اسیره
تو میگی که خیلی دیره
من میگم چشمات و واکن
تو میگی من و رها کن
من میگم قلبم رو نشکن
تو میگی من می شکنم من ؟
من میگم دلم رو بردی
تو میگی به من سپردی ؟
من میگم دلم شکسته است
تو میگی خوب میشه خسته است
من میگم بمون همیشه
تو میگی ببین نمی شه
من میگم تنهام می ذاری
تو میگی طاقت نداری
من میگم تنهایی سخته
تو میگی این دست بخته
من میگم خدا به همرات
تو میگی چه تلخه حرفات
من میگم که تا قیامت
برو زیبا به سلامت
من میگم خدا به همرات
تو میگی چه تلخه حرفات
من میگم که تا قیامت
برو زیبا به سلامت


مریم حیدرزاده
مث اون موج صبوری که وفاداره به دریا
تو مهی مثل حقیقت مهربونی مث رویا
چه قدر تازه و پکی مث یاسای تو باغچه
مث اون دیوان حافظ که نشسته لب طاقچه
تو مث اون گل سرخی که گذاشتم لای دفتر
مث اون حرفی که ناگفته می مونه دم آخر
تو مث بارون عشقی روی تنهایی شاعر
تو همون آبی که رسمه بریزن پشت مسافر
مث برق دو تا چشمی توی یک قاب شکسته
مث پرواز واسه قلبی که یکی بالاشو بسته
مث اون مهمون خوبی که میآد آخر هفته
مث اون حرفی که از یاد دل و پنجره رفته
مث پاییزی ولیکن پری از گل های پونه
مث اون قولی که دادی گفتی یادش نمی مونه
تو مث چشمه آبی واسه تشنه تو بیابون
تو مث یه آشنا تو غربت واسه یه عاشق مجنون
تو مث یه سرپناهی واسه عابر غریبه
مث چشمای قشنگی که تو حسرت یه سیبه
چشمه ی چشمای نازت مث اشک من زلاله
مث زندگی رو ابرا بودنت با من محاله
یک روزی بیا تو خوابم بشو شکل یک ستاره
توی خواب دختری که هیچ کس و جز تو نداره
تو یه عمر می درخشی تو یه قاب عکس خالی
اما من چشمام رو دوختم به گلای سرخ قالی
تو مث بادبادک من که یه روز رفت پیش ابرا
بی خبر رفتی و خواستی بمونم تنهای تنها
تو مث دفتر مشقم پر خطای عجیبی
مث شاگردای اول کمی مغرور و نجیبی
دل تو یه آسمونه دل تنگ من زمینی
می دونم عوض نمی شی تو خودت گفتی همینی
تو مث اون کسی هستی که میره واسه همیشه
التماسش می کنی که بمون اون میگشه نمیشه
مث یه تولدی تو مث تقدیر مث قسمت
مث الماسی که هیچ کس واسه اون نذاشته قیمت
مث نذر بچه هایی مث التماس گلدون
مث ابتدای راهی مث اینه مث شمعدون
مث قصه های زیبا پری از خوابای رنگی
حیفه که پیشم نمونن چشای به این قشنگی
پر نازی مث لیلی پر شعری مث نیما
دیدن تو رنگ مهره رفتن تو رنگ یلدا
بیا مثل اون کسی شو که یه شب قصد سفر کرد
دید یارش داره میمیره موند ش و صرف نظر کرد




+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 22:30  توسط سید نظام الدین دلفانی   | 

من وتو

   من  و    تو   زاده   دردیم ،  مگه نه؟

             به  همه  دردها  میخندیم  ، مگه نه؟

 

            من  و  تو  عاشق  عشقیم ، مگه نه؟

            زنده ایم ، زنده  به  عشقیم، مگه نه؟

 

            من  و  تو  ما  شدیم و یک،   مگه نه؟

            یک  و  یک  میشه  فقط یک، مگه نه؟

 

            من  و  تو  لیلی  و  مجنون ، مگه نه؟

            من  و   تو   دیده  پر  خون،  مگه نه؟

 

            من  و   تو   مثل   هوائیم ، مگه نه؟

            از  غم  و  غصه   رهائیم ،  مگه نه؟

 

 

            من  و   تو  دیوونه   بودیم ،   مگه نه؟

            با  جنون   عشقو  سرودیم،  مگه نه؟

 

            من  و   تو  هیچی  نداریم،  مگه نه؟

            دست تو دست هم میذاریم،مگه نه؟

 

            من  و  تو   عاشق   پرواز،  مگه نه؟

            همیشه  همدل و  هم راز ،مگه نه؟

 

            من و تو هم خونه هستیم،مگه نه؟

            از  می  زندگی  مستیم،  مگه نه؟

 

             من  و  تو  کینه  نداریم،  مگه نه؟

             آدما رو دوست می داریم،مگه نه؟

 

شعر از درویش.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم خرداد 1386ساعت 13:22  توسط سید نظام الدین دلفانی   |