تبليغاتX
هدیه بدانهاکه جهان راگونه ای دیگرمینگرند

هدیه بدانهاکه جهان راگونه ای دیگرمینگرند

آنچه ازسوز آتش دل هرعاشق برآید((دلفان آتش))

عشق شیرین

عشق شیرینش مرا فرهاد کرد

اوبیامد مرغ دل را از قفس آزاد کرد

او بشد لیلا و ما مجنون روح ماه او

قلب ویران مرا آباد کرد

نام شیرینش تمام تلخی عمرم ضدود

قبل از او دنیا برایم این چنین زیبا نبود

بعد از او هم زندگی هست ولیکن تلخ تلخ

بعد از او این زندگی دیگر چه سود

با نظاره با اشاره به تو میگم که دلم عشق تو داره

می ترسم ندونی و پیمونه ی عمر منم دووم نیاره

می ترسم نخونی آخرحرف نا تموم چشمام

شاید هم نداری باور گرمی حرف و نفس هام

می ترسم فکر کنی عشقم هوس همش سرابه

عشقی که توش خدا نباشه قصریه اما خرابه

می ترسم قصه ی این دل بشه افسانه ی دوران

نزار تا ابد بمونم تک و تنها توی زندان

می ترسم صدای قلبم نرسه به گوش قلبت

                               بشم آواره به شهر وباز نگی آخر تو حرفت

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم تیر 1386ساعت 11:57  توسط سید نظام الدین دلفانی   |